السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1211

تعليقات نقض ( فارسى )

نماز نكرده است برنخاسته باشد چون مىدانستند كه دعا مىتواند كرد يا خواهند كرد و حضرت نماز در وقت خود خواهند كرد و در چنين صورتى تأخير نداشته باشد بلكه مطلوب باشد تا فضيلت آن حضرت ظاهر شود ، و ممكن است كه خواب نباشد و اسماء خيال كرده باشد كه حضرت بخواب رفته است بلكه غشيه بوده باشد كه آن حضرت را هميشه در مقام قرب « لي مع اللّه » دست مىداد و چون آن حضرت را در آن اختيارى نبود و متوجّه عالم قدس بودند و خبر از اين عالم نداشته باشند امّا ظاهرا آن حضرت هميشه در مقام جمع الجمع بودند و توجّه به آن جانب مانع از توجّه به اين جانب نبود امّا ظاهرا چنين بوده باشد كه با وجود عدم مانعيّت متوجّه اين عالم نمىشده‌اند چنان كه در خبر مستفيض وارد شده است كه حضرت سيد المرسلين صلّى اللّه عليه و آله فرمودند كه : مرا با جناب اقدس إلهى وقتى است كه در آن حالت گنجايش ندارد نه ملك مقرّب و نه نبي مرسل ، و اين مقام تفريد است . و حقّ اين است كه مقامات حضرت سيّد المرسلين را بعقول ضعيفه ادراك نمىتوان كرد چنان كه هيچ شكّ نيست كه عوام مراتب فضلا را ادراك نمىتوانند كرد ، و همچنين فضلاى علوم ظاهريّه علوم و كمالات فضلاى علوم باطنيّه را ادراك نمىتوانند كرد مگر على سبيل الاجمال چنان كه سابقا در حديث قدسى گذشت . و محقّق طوسى - رضي اللّه عنه - و ابو على نيز اشاره به آن كرده‌اند بر اين قياس هر چه بالا رود تا أعلى مقامات حضرت سيّد الموحدّين و الكاملين و الواصلين . و أمّا بعد وفاة النبي صلّى اللّه عليه و آله فانّه روي عن جويرية بن مسهر أنّه قال : أقبلنا مع أمير المؤمنين علي بن أبي طالب - صلوات اللّه عليه - من قتل الخوارج حتّى اذا قطعنا في أرض بابل حضرت صلوة العصر فنزل أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه و نزل الناس فقال علي صلوات اللّه عليه : أيّها الناس انّ هذه الأرض ملعونة قد عذّبت في الدهر ثلاث مرّات ( و في خبر آخر مرّتين و هي تتوقّع الثّالثة ) و هي إحدى المؤتفكات و هي أوّل أرض عبد فيها وثن و انّه لا يحلّ لنبي و لا وصي نبي أن يصلّي فيها ، فمن أراد منكم أن يصلّي فليصلّ فمال الناس عن جنبي الطريق يصلّون ، و ركب هو صلوات اللّه